تبليغاتX
Lilypie 6th to 18th Ticker در برهوت تنهایی
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
بیوتی
سلام به دوستای نازنینم

می خواستم امروز براتون یه جمله ی قشنگ بنویسم

کعبه را گفتم من از خاکم تو از خاک چرا باید به دور تو بگردم ندا آمد تو باپاآمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم

می دونم که خیلی ها ممکن شنیده باشنش اما خیلی قشنگه اینو مطمئنم که همتون دوسش دارین

 

من یه جمله هست که خیلی دوسش دارم خیلی با معنا و قشنگه می نویسم که هر کی تومد به کلبه ی فقیرانه ی ما سری بزنه این جمله رو هم ببینه شاید خوشش بیاد

انتقام گرفتن خوشی حقیر ذهن های کوچک است

توجه داشته باشین که این جمله رو کسی داره مینویسه که روزی می خواست تمام انسان های زمین رو نابود کنه که بعضی وقتا بازم این فکر به ذهنش می رسه

 

واحه ای در لحظه

به سراغ من اگر می آیی پشت هیچستانم

پشت هیچستان جایی است

پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصد هاییاست

که خبر می آرنداز گل واشده ی دورترین بوته ی خاک.

روی شن هاهم نقش های سم اسبان ظریفی

است که صبح

به سر تپه ی معراج شقایق رفتند

پشت هیچستان چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا می آید

آدم این جا تنهاست

ودر این تنهایی ،سایه ی نارونی تا ابدیت جاریت.

به سراغ من اگر می آیید،

نرم آهسته بیایید،مبادا که ترک بردارد

 شیشه ی نازک تنهایی من.

شاعر: سهراب سپهری

این شعر رو خیلی دوس دارم خیلی خیلی خیلی زیاد

راستی یه شعر قشنگ دیگم دارم

نگاهم پشت در جا ماند و چشمانت مرا گم کرد

                                                             دلم لرزید و زخمی کهنه در روحم تبسم کرد

                                            شاعر:سید ضیائ الدین شفیعی

امید وارم از مطالب لذت برده باشین

باز هم از حضور گرمتون در کلبه ی درویشی خویش نهایت تشکر رو دارم

تا بعد خداحافظ عزیزان

+ سیما ساعت 22:24 اینا رو نوشت