تبليغاتX
Lilypie 6th to 18th Ticker در برهوت تنهایی
دوشنبه یازدهم شهریور 1387

سلام به همه ی دوستان(با وفا ،بی وفا فرق نداره)سلام

بالا خره دختر رویا هاتون از سفر اومد ( )این منم ها یه فرشتهی ناز خوب

نایب الزیاره ی همه هم بودم

دیروز اومدم خواستم بنویسم اما نشد یادم رفت

ممنون که هر وقت می گم نظر بدین(نظر نمی دین خوشگلا)

بهم سر بزنید ناراحت نمی شم(چشم بسته غیب می گم)   

خب تابعد

راستی دوتا شعر خوشگل هم می ذارم

دیوانگی

 

یارب مرا یاری بده تا خوب آزارش کنم

رنجش دهم زجرش دهم زارش کنم خوارش کنم

از بوسه های آتشین از خنده های دلنشین

صد شعله در جانش کنم رامش کنم رامش کنم

در پیش چشمش ساغری گیرم زدست دلبری

از تنگ آزارش کنم از غصه بیمارش کنم

بندی به پایش افکنم گویم خداوندش منم

چون بنده در سودای زر کالای بازارش کنم

گوید بیفزا مهر خود گویم بکاهم مهر خود

گوید که کمتر کن جفا گویم کهبسیارش کنم

هر شامگه در خانه ای چابک تر از پروانه ای

رقصم بر بیگانه ای از خویش بیزارش کنم

چون بینم آن شیدای من فارغ شد از سودای من

منزل کنم در کوی او باشد که دیدارش کنم

گیسوی او افشان کنمجادوی خود شرمان کنم

با گونه گون سوگند ها باردگر یارش کنم

چون یار شد بار دگر کوشم به آزار دگر

 تا این دل دیوانه را راضی به آزارش کنم

شاعر:سیمین بهبهانی

امید وارم لذت برده باشین من که خیلی با هاش حال کردم

 

 

 

سگی می گوید :
کنار مطبخ ارباب ، آنجـــــــــــــا
بر آن خاک اره های نرم خفتن
چه لذت بخش و مطبوع است و آنگاه :
عزیزم گفتن و جانم شنفتن ...
دیگری ادامه می دهد :
- از آن ته مانده های سفره خوردن
و دیگری :
- و گر آن هم نباشد استخوانی
اولی باز :
- چه عمر راحتی ، دنیای خوبی
- چه ارباب عزیز و مهربانی!
و سگی دیگر بیاد می آورد که :
- " ولی شلاق ... این دیگر بلایی است ! " 
و دیگری دلداری می دهد :
- بلی ، اما تحمل کرد باید ،
درست است این که قدری دردناکست ،
ولی ارباب آخر رحمش آید ،
گذارد - چون فروکش کرد خشمش -
که سر بر کفش و بر پایش گذاریم ،
شمارد زخمهامان را و ما ، این
محبت را ، غنیمت می شماریم ....!

منبع : پدر ، مادر ، ما متهمیــــــــــــم ص 129 و 130
دکتر علی شریعتی

این شعر مال مطلب یه وبلاگه که توی لینکام هست بهش سربزنید با نام(جوکر)

وب خوبیه

شعر خوبی هم بود تا بعد

به منم سر بزنید(لطفا)      

تا بعد عزیزان

+ سیما ساعت 23:31 اینا رو نوشت