تبليغاتX
Lilypie 6th to 18th Ticker در برهوت تنهایی
یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387
سلام بچه

دلم خیلی برای شما این جا تنگ شده بود

این جوری که مدرسه ی ما داره پیش میره

فک کنم باید تا سی ام بریم مدرسه

اصلا هم خنده دار نیست  آدم نباید به بد بختیای مردم بخنده خجالت بکشین

راستی یه داستان قشنگ گیر اوردم می خوام بذارم نظر بین

عشق
دختر همسايه‌مان روسری ِ آبي به سر مي‌بندد.
چند روز پيش كه از خانه بيرون مي‌رفتم، پشتِ شيشه‌ی مات ِ پنجره‌ی رو به كوچه‌شان، سايه‌ی آبي بزرگي ديدم كه تكان مي‌خورد.
دختر همسايه بود كه سرش را به شيشه چسبانده بود و نگاهم مي‌كرد.
به خانه كه برگشتم، امتحان كردم و ديدم از پشت شيشه‌ی مات، نمي‌شود چيزي ديد.
پنجره‌ی رو به كوچه‌ی اتاق من، شيشه‌ی مات ندارد.
ديروز دخترك را دم ِ در ديدم. زيبا بود. ايستادم و خيره‌اش شدم. بي‌كه نگاهم كند برگشت و در را محكم پشت سرش بست.
بعد از چند لحظه، باز هم، پشتِ شيشه‌ی مات، سايه‌ی آبي را ديدم.

امروز صبح، باز دخترك را ديدم، دم درشان. برايش دست تكان دادم. با غيظ نگاهم كرد، برگشت و در را محكم، پشتِ سرش بست. باز، بعد از چند لحظه، سايه‌ی آبي را ديدم كه پشت شيشه‌ی مات پيدا شد و طرح نامشخص ِ لب‌هايش را، كه به شيشه چسبانده بود و برايم بوسه مي‌فرستاد.

عاشقش شده ام.

*
براي پنجره‌ی رو به كوچه‌ی اتاقم، شيشه‌ی مات خريده‌ام.
چند ساعتي است كه هر دو - من و او - از پشتِ شيشه‌هاي ماتمان، به سفيديِ مات كوچه خيره شده‌‌ايم و هر دو با خود مي‌گوييم: همين حالا، حتمن، او هم پشتِ شيشه‌ی ماتش ايستاده و من را نگاه مي‌كند.

خیلی بچگانس بچگانه بودنش جالبه برام

من که خوشم اومد امید وارم شما هم خوشتون بیاد

راستی یه جمله هم دارم نظرتون رو در باره ی اونم بنویسید

هر چی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن... هر چی آرومتر باشی فکر میکنن آدم ضعیفی هستی... هر چی بیشتر به فکر دیگران باشی، بیشتر حقتو میخورن... هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن

خب عزیزان ممنون که به کلبه ی درویشی من سر می زنید

راستی تولد حضرت محمد(ص) و امام صادق(ع)رو به همتون تبریک می گم.

تا بعد خدا حافظ



+ سیما ساعت 18:19 اینا رو نوشت