
راستی از نظراتون هم ممنون ![]()
![]()
![]()
![]()
مخصوصا از عاشق تنها و فرشته کو چو لو ![]()
![]()
![]()
شاید بگین کسی داره دم از رفاقت و معرفت می زنه که خودش بد تر از همس ولی به خدا من توی این
چند روز حتی اینترنت هم نیومدم چه برسه که بیام و نظر بدم در هر صورت منو ببخشید![]()
![]()
![]()
راستی روز باباهام مبارک که بهترین موجودای جهانند![]()
![]()
![]()
![]()
چون همیشه آدمو از لحاظ مالی ....می دونید که آدمو در هر صورت اکی می کنن![]()
![]()
![]()
ومهم تر از همه می خوام بازم لطف کنین و نظر بدین ای با وفایان![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چرا به من سر نمی زنین ![]()
![]()
![]()
چون سر نمی زنین یه خبر دارم![]()
![]()
و اون این که تنها رو یه چند وقتی نمی نویسم چون می خوام یه کو چو لو ادامش بدم![]()
![]()
تو رو خدا نظر بدین ای انسان های بی وفا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تا بعد خداحا فظ ای بی وفا یان![]()
می خوام بقیه ی تنها روبنویسم![]()
![]()
ادامه ی تنها
تنها الکی گریه می کنه دلیل گریش رو هیچ کس نمی دو نه رفته تو اتاقشو در رو ،روخودش قفل کرده وداره به مهرداد نگاه می کنه و گر یه می کنه صدای اون مرد بی احساس صدای فر یاد هاش صدای برخورد کمربندش به تن عریان و ضعیف یک زن میاد تمام این صدا هآتو گوش تنها پیچیده آرمین بابای تنها نمی فهمه تنها تو سنیه که به محبت نیاز داره بی هیچ دلیل و منطقی داد می زنه فحش میده به آذین مادر تنها و آذین سکوت می کنه آذین سکوت می کنه که تنها غصه نخوره ولی بد ترهتنها داره تو آتیش نفهمی آرمین باباش می سوزه شک ها ی بی مو ردش به آذین به ترانه به تنها چه طور ممکنه آرمین عاشقانه اعضای خونوادش رو دوست داشته باشه ولی اونها رو تا سر حد جنون اذیت کنه ؟
بعضی وقتا تنها تنها تنها و خواب ..............
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خبر خبر خبر خبر فوق العاده خوب![]()
می خوام همین الان داستانمو بنویسم![]()
![]()
تنها
توی یه اتاق تاریک تاریک و کو چیک نشسته و داره به بیرون نگاه می کنه به بچه های همسایه که چه آزا دانه و شاد دارن بازی میکنن می خندن به زندگی حتی وقتی می خورن زمین ژسر کو چو لوی همسایه مهرداد از ژاش یه عالمه داره خون می آد اما می خنده می خنده به زندگی وازش لذت می بره و محبت ژدر و مادرش رو تا عمق استخوناش حس می کنه تنها داره غبطه می خوره به مهرداد که چه قدر خوش بخته سخته آدم تو سنی باشه که به آدما ی با شعور احتیاج داشته با شه که درکش کنن
ولی تو این دنیای به این بزرگی فقط دو نفر سهم اونه از زندگی
ببخشید بتید برم فعلا![]()
از این که دیر میام معذرت
خواهی می کنم![]()
![]()
واقعا عصبانیم چون بار دومه که می نویسم و می ره حالم داره بهم می خوره![]()
![]()
![]()
![]()
در هر صورت روز مادر رو به همه ی مادرای خوب و دوست داشتنی تبریک می گم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این گل ها مالمامانا ی عزیزه![]()
![]()
![]()
![]()
راستی قول میدم به زودی داستانم رو بنویسم فعلا اسوشو می گم![]()
![]()
![]()
![]()
تنها![]()
![]()
![]()
فعلا تا یه دیدار دیگه خدا حا فظ![]()
راستی نظر یا دتون نره![]()
![]()
![]()